#پویان_اوحدی

Instagram photos and videos

🌟🌸
. ‏مهم‌ترین چیزی که درباره‌ام باید بدونی ‏اینه که می‌تونی جونم رو ازم‌ بگیری ، ‏اما لبخندم رو نه .
‏میخوام اینو بفهمی که همیشه جان آدم‌ها آخرین چیزی نیست که می‌تونی ازشون بگیری.
‏گاهی اوقات لبخند آخرین دارایی آدم‌هاست 😊
.

#پویان_اوحدی 👑
________________
#TEO_Graphy📷
#الف_ت
#ax_caption #xtasy_ #minimal #istgahe_honar #photography #zhest_akasi #ax_matn #topcapture #teh_photography #akkasan #axiran #aksdastan #akas_khoone #vscoir #canon #vscocamiran#vscopersia #_amirrzw #istgahe_honar #aksdastan #akas_khoone #autumn #photo__top #i_owe_myself #harfeaks#axxkhas#aks_khatereh#thstreetlife
#zhest_akasi @paeizgram @caption_chilik
@maks_bar_aks @zhest_best @photohunted
@caption.khas @zhest_idea @pic_art_poem
@art__and__life @bestzhest @honar_graphiic
@3rang.photography @pose.p @zhest.akasi
@zhest_picture @zhestco


7   368  

در من یک تیمارستان وجود دارد
یک تیمارستان با هفتاد تختخواب
هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه
و سخت ترین کار دنیا را من میکنم
زمانی که از من می پرسند : خوبی ؟!
و من باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را آرام کنم و با متانت صادقانه ای بگویم
امروز خیلی خوبم!...
#پویان_اوحدی


20   302  

.
و “ کلمات “
آه از این کلمات که قدرتشان از هر نیرویی در دنیا بیشتر است
از جنگ‌ها، از گلوله‌ها، از اشک‌ها ولبخندها
از همه‌ی فاتحان تاریخ که نام‌شان تا قرن‌ها نوشته می‌شود و خوانده...
گاهی همین کلمات کوچک میتوانند خرابه‌ای را از نو بسازند و گاهی میتوانند نوساخته‌ای را در چند لحظه همسان خاک ‌نشان دهند.
آنها میتوانستند مرا به یک قاتل تبدیل کنند و‌از طرفی دیگر به یک فرشته.
باید مراقب کلمات میبودم...
.
#پویان_اوحدی
#سیب_اسکچ
.

Tehran

8   1,729  

...
در من يك تيمارستان وجود دارد
يك تيمارستان با هفتاد تختخواب
هفتاد تختخواب با هفتاد ديوانه
و سخت ترين كار دنيا را من ميكنم
زمانيكه از من ميپرسند: خوبی؟؟!
و من بايد يك تيمارستان هفتاد تختخوابی را آرام كنم و با
متانت صادقانه ای بگويم
بله امروز "خيلی خوبم"!!!!
#پویان_اوحدی
#سکرت_گاردن
#جوجه_اردک_زشت_کبود
پ ن: حال همه مون خیلی خوبه... اصن عالی ایم...
پ ن بعدی: فردا مینویسم
پ ن بعد از بعدی: فعلا نداره
#secret_garden


9   81  

🌍


میدانی زندگی دقیقا همینی ست که میبینی،
به همین لذت بخشی و به همین بی رحمی.
دنیا، آدم‌ها و روزهای خوبش یک روزی تمام می‌شوند 🙂



#پویان_اوحدی #sunset
#بندرانزلی #bandareanzali
Photo BY :ME


0   91  

به نقطه ای نگاه میکنم
که انتهایی ندارد
و به همه چیز فکر میکنم
آخر زمان آنجایی است
که دلت برای روزهای بد هم
تنگ و تنگ تر میشود... #پویان_اوحدی
_________________________________
📷 @yousof.shah '
#tehranpics #tehran_ir #tehranpic #tehranviews #tehran #canon #canon60D #canon_shoot #canon_photos #canon_official #photographer #photography

Tehran, Iran

7   236  

‏یه حرف‌هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردن‌ش این جمله رو میگی: ‏"اصلا نمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!" ‏چون تنهایی
‏خیلی هم تنهایی .
#پویان_اوحدی


0   12  

این را فهمیدم که تنها خاصیت تلاش ما برای نجات آدم‌ها ؛ از دست رفتن زمان است . آدم‌ها بعد از انجام هر اشتباهی ممکن است در آینده‌ای نه چندان دور باز هم در همان نقطه قرار بگیرند، در همان نقطه‌ی اشتباه ، در این نقطه است که ماهیت اشتباه تغییر می‌کند و تبدیل می‌شود به یک انتخاب.
وحقیقت زندگی این است که ما نمی‌توانیم آدمی که " انتخاب " کرده است را نجات بدهیم.
آدم‌ها انعکاس انتخاب‌های خودشانند.
همین.

#پویان_اوحدی
@pouyan.ohadi


25   1,829  

💚
‏یه حرف‌هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردن‌ش این جمله رو میگی: ‏"اصلا نمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!" ‏چون تنهایی
‏خیلی هم تنهایی .
#پویان_اوحدی
#cactoos #cactus #girl#alone#lonely


1   5  

میدانی آدم هایی در دنیا هستند که "پایان" آنها را نمی‌ترساند ، این آدم ها بارها بارها به پایان فکر کرده اند و ذره‌ذره آن را بلد شده اند ،
و حقیقت این است که‌ آدمی ، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید .

#پویان_اوحدی


3   206  

🌙
میدانی آدم هایی در دنیا هستند که پایان آنها را نمی‌ترساند ، این آدم ها بارها و بارها به پایان فکر کرده اند و ذره‌ذره آن را بلد شده اند ،
و حقیقت این است که‌ آدمی ، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید .

پ.ن: بی پایان تر از آنم که در فهم بگنجد❤

#ماه #باران #آسمان #آسمون_پهلوون #عشق #ترس #می #تراشکاری #ماه_تنها_در_آسمان_جا_می_شود #آلاچیق #شعر #پویان_اوحدی #تولد #۲۶تیر #۱۳۹۷ #کنفرانس #اطفال #فیروزآبادی
#ghdeficiency #growthvelocityacademy #FTT #conference #presentation #hospital #summer #26tir
#شفامیگیرم


3   93  

.
‏یه حرف‌هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردن‌ش این جمله رو میگی: ‏"اصلا نمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!" ‏چون تنهایی
‏خیلی هم تنهایی ...
.
#پویان_اوحدی
.
.
پ.ن ۱ : شاید نزدیک به سه ساعتش رو من دیدم که همینطور تنهایی نشسته بود روی نیمکت ... اصلا انگار فکرش اونجا نبود ...
.
.
پ.ن ۲ : من اگه پیر بشم احتمالا همین شکلی میشم ، تنهای تنهای تنها ...
.
.
.
#harfeaks #aks_matn #ipixell #akas_khoone #pasandha #baartarinha #akas_baashi #ir_ig #minimalha #ir_photographer #iranian_photography #am_iranaks #ir_photographer_club #takphotograph #amateurism_photographer #lenspersia #instapersia #golden_ig #lenzak #akasanejavan #iran_photographer #iranaks #photoaxgram #esfahan #old_man #esfahanziba #isfahan #aksiine #aksiide

Esfahan, Iran

55   560  

📝
.
‏« از چشم افتادن » بنظرم آخرین مرحله‌است .
‏این آخرین مرحله با دلخور بودن یا ناراحتی فرق داره ، این مرحله‌ی ناامید شدن از طرف مقابله ، مرحله‌ی رها کردن .
‏رها کردن آدم روبرو بدون لحظه‌ای ناراحتی و پشیمانی .
‏ویژگی خوب یا بدم اینه
‏رفتارم با آدم‌هایی که از چشمم میوفتن هرگز تغییر نمیکنه . فقط دیگه نمی‌بینمشون، زنگ میزنن، پیغام میدن، حتی جلوم میشینن و باهم چای می‌خوریم اما من نمی‌بینمشون.
‏اونا هرگز متوجه چیزی نمی‌شن
‏و دقیقا خوبیش برای من و بدیش برای اونا همینه که متوجه هیچ‌چیز نمیشن . 💬#پویان_اوحدی

@PouyanOhadi


6   100  

| دیوار |

سال‌ها توی اون تخت از خواب بیدار شدم
تخت‌ام رو گذاشته بودم سمت راست اتاق که یه پنجره بزرگ داشت ، هر روز صبح بعد از اینکه به تابش نور عادت می‌کردم چشم‌هام رو می‌مالیدم و بعد حریر سفید پنجره رو کنار می‌زدم.
پنجره‌ای که رو به یک دیوار باز میشد ، دیواری که حتی از نظر زیبایی هم هیچ حرفی برای گفتن نداشت.
شاید اگر دستم کمی بلندتر بود می‌تونستم اون دیوار رو از روی همون پنجره هم لمس کنم، اونقدر که به پنجره‌ام نزدیک بود و نزدیک. فقط خدا می‌دونست تو همه اون سال‌ها چقدر دلم یه پنجره خوب و آروم میخواست، پنجره‌ای که می‌تونست رو به آسمان باز بشه یا رو به درخت‌های چنار با اون برگ‌های دوست داشتنی، دلم می‌خواست برای یک بار هم که شده پنجره‌ام رو به یک دشت باز میشد ، حتی رو به یک زمین بی‌استفاده و پر از علف هرز،
شاید اینطوری بگم بهتره؛ دوست داشتم اون پنجره رو به هر چیز لعنتی دیگه‌ای تو دنیا باز میشد؛ هر چیز لعنتی به جز اون دیوار.
تا اون روز صبح ، خیره به دیوار بودم.
دیگه هیچ‌وقت خودم رو تو زندگی به اندازه اون روز صبح متنفر پیدا نکردم، شبیه آدم‌هایی بودم که میخوان یقه‌ی کسی رو بگیرن و هرچی تو دهنشونه رو تو صورت آدم روبرو فریاد کنند. انگار اون روز احتیاج داشتم از پنجره‌ام هر چیزی دیگه‌ای رو ببینم به جز اون دیوار زشت قهوه‌ای رنگ رو.
روی پنجره آویزون شدم، برای اولین بار می‌خواستم سعی کنم تا دستم به اون دیوار برسه ، می‌خواستم بهش مشت بزنم ، می‌خواستم یقه‌اش رو بگیرم و بگم گورش رو برای همیشه از جلوی پنجره‌ام گم کنه.
دقیقا چند سانت مونده بود تا دستم بهش برسه که یه صدای بم و خش‌دار با لحنی که انگار هیچ‌وقت معنی ترس رو نفهمیده بهم گفت: می‌افتی‌ها . با تمام سرعت به سمت عقب برگشتم و روی پنجره‌ام وایستادم . روبروم رو نگاه کردم . صدای دیوار زشت قهوه‌ای رنگ روبروی پنجره‌ام بود. تا خواستم چشمام رو بمالم گفت نترس رفیق بیداری ، تازه چشمات رو مالیدی، خواب نیستی.
بعد از چند تا سرفه گلوش رو صاف کرد وبهم گفت ببخش که همه این سال‌ها مجبور شدی با نگاه کردن به رنگ و شکل من صبح‌ت رو شروع کنی ، ببخش که نشد درخت‌های چنار به جای من رفیق‌ت باشند و توی صبح‌های بارونی پاییز با شاخه‌هاشون به شیشه پنجره‌ات بکوبن و بیدارت کنن . ببخش که سر سبزی نداشتم ، ببخش که حدفاصلی شدم بین تو و آسمون آبی رنگی که تو بهار دل و هوش تمام آدم ها رو با خودش میبره ..
#پویان_اوحدی
متن و اجرای کامل صوتی در کانال تلگرامی صدای دل
@pedram_sani
@sedaaye_mandegaar


5   134  

______
.
‏« از چشم افتادن » بنظرم آخرین مرحله‌است .
‏این آخرین مرحله با دلخور بودن یا ناراحتی فرق داره ، این مرحله‌ی ناامید شدن از طرف مقابله ، مرحله‌ی رها کردن .
‏رها کردن آدم روبرو بدون لحظه‌ای ناراحتی و پشیمانی .
‏ویژگی خوب یا بدم اینه
‏رفتارم با آدم‌هایی که از چشمم میوفتن هرگز تغییر نمیکنه . فقط دیگه نمی‌بینمشون، زنگ میزنن، پیغام میدن، حتی جلوم میشینن و باهم چای می‌خوریم اما من نمی‌بینمشون.
‏اونا هرگز متوجه چیزی نمی‌شن
‏و دقیقا خوبیش برای من و بدیش برای اونا همینه که متوجه هیچ‌چیز نمیشن . .
#پویان_اوحدی
.
@pouyanohadi
#streetphotography #streetstyle #photography #model #men

Vartan book cafe

2   129  

🌚🎗
‏یه حرف‌هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردن‌ش این جمله رو میگی: ‏"اصلا نمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!" ‏چون تنهایی
‏خیلی هم تنهایی .
#پویان_اوحدی

Piranshahr (Mukryan)

35   206  

همه‌ی ما، همه‌مون،
قوی‌ترین‌ها، ضعیف‌ترین‌ها،
باهوش‌ترین‌ها، دیوونه‌ترین‌ها،
محکم ترین‌ها.
همه‌مون
گاهی اوقات نیازمند به یک ناجی هستیم ، که به موقع برسه،
که نجاتمون بده. .
.
.
#پویان_اوحدی


10   134  

...
میدانی آدم هایی در دنیا هستند که "پایان" آنها را نمی‌ترساند ، این آدم ها بارها بارها به پایان فکر کرده اند و ذره‌ذره آن را بلد شده اند ،
و حقیقت این است که‌ آدمی ، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید .

#پویان_اوحدی

Rasht, Iran

1   221  

میدانی آدم‌هایی در دنیا هستند که "پایان" آنها را نمی‌ترساند، این آدم‌ها بارها و بارها به پایان فکر کرده‌اند و ذره‌ذره آن را بلد شده‌اند، و حقیقت این است که‌ آدمی، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید .

#پویان_اوحدی

Neyshabur

3   74  

🗯
.
میگفت حرف‌های زیادی داره برات ،
اما موضوع اصلی اینه که
تو اون آدمی هستی که میتونه به حرف بیارتش یا نه ؟
نگاهش کرد گفت بعضی اوقات دو تا آدم میتونن ساعت‌‌ها تو سکوت باهم حرف بزنن.
تو سکوت آدم‌ها بهتر صدای هم‌رو میشنون .
.
🖋#پویان_اوحدی
برشی کوتاه از کتاب
#هیوده_سالگی_به_بعد


3   85  

. ‏اینو فهمیدم که برای دنیا فرقی نمیکنه خواسته‌هامون ازش کوچیک باشند یا بزرگ.
دنیا با اصل دادن هر چیزی به آدمی مشکل داره.
‏موضوع اونجاست که نباید از دنیا چیزی بخوای
‏بلکه باید ازش بگیری.
‏چیزهای کوچیک و ‌بزرگی که آرزوت هستن ؛ گرفتنی‌ان ، نه بخشیدنی.
🔸
┏━━━⚜━━━┓
📸🎗: @fatemeh.kamaladini
#photography
#eros3333
‎✒️💟: #پویان_اوحدی


2   18  


‏یه حرف‌هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردن‌ش این جمله رو میگی: ‏"اصلا نمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!" ‏چون تنهایی
‏خیلی هم تنهایی .

#پویان_اوحدی 📷@nimavahdani


60   2,466  

درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت ، آنقدری بود که بتوانی دوسوم کلاس را ببینی
کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود ، انتهای راهرو بود ، کوچک و نُقلی
کلاسش همیشه خودمانی بود ، انگار که دوستانت را دعوت کرده ای به اتاق خودت
من کمتر آنجا کلاس به پستم میخورد ، اما قضیه برای او کمی متفاوت بود و بیشتر کلاس هایش آنجا تشکیل میشد ، اصلا شاید برای همین بود که آن کلاس برایم اینقدر خواستنی جلوه میداد
آنروز یادم است که امتحان داشتند ، از آن سخت هایش !
غُرغُر درس نخواندن و سخت بودن امتحان را از روزها قبل برایم شروع کرده بود !
وقتی رسیدم امتحان شروع شده بود ، رفتم پشت در و درون کلاس را نگاه کردم ، استایل خراب کردن امتحانش مثل خودم بود ، خودکار را میگذاشت روی میز ، دو دستش را میزد روی پیشانی و فقط زمین را نگاه میکرد ،
نمیدانم چرا اما دلم میخواست آن لحظه بغلش کنم و بگویم ، ببین ، این امتحان که هیچ ، تو اگر از دنیا هم بیوفتی من با توام ، سرت را بالا بگیر بلامیسر جان ، دلم میخواست تا جایی که حراست ما را از هم جدا میکرد بغلش میکردم
دلم میخواست یقه ی استادش را بگیرم و بگویم آخر مرتیکه یلاقبا تو دلت میاید که اینقدر فلانی جانم را ناراحت کنی ؟
دلم میخواست ساعت برنارد را داشتم و زمان را نگه میداشتم و تمام برگه اش را از روی دست این و آن برایش پُر میکردم ..
رفتم به سمت بوفه ، از اکبر آقایمان دو عدد چایی ، دو عدد هوبی و یک کاغذ آچهار گرفتم ، روی کاغذ با ماژیک نوشتم :
" ولش کن امتحان رو ، بیا چایی با هوبی "
رفتم پشت در ، به بغل دستی اش گفتم صدایش کند
کاغذ را نگه داشتم لبه شیشه برای چند ثانیه و بعد نگاهش کردم ،
همه ی آن عصبانیت در یک لحظه رفته بود و داشت میخندید
از آن خنده هایی که فقط خودم میدانم چقدر معرکه بود
رفتم روی پله ها نشستم ، چند لحظه بعد آمد بیرون و بغل دستم نشست
چایی و هوبی اش را گرفت و بعد بدون آنکه به من نگاه کند
گفت : من تورو نداشتم چی میکردم ؟
...
میدانی تصدقت روم ، خیلی دلم میخواهد بدانم همه ی این سالهایی که مرا نداری چه میکنی ..
همین

#پویان_اوحدی


37   112  

..
میدانی آدم هایی در دنیا هستند که "پایان" آنها را نمی‌ترساند، این آدم ها بارها بارها به پایان فکر کرده اند و ذره‌ذره آن را بلد شده اند و حقیقت این است که‌ آدمی، از چیزی که بلد شده باشدش دیگر نخواهد ترسید.
@_m.siavashi
#پویان_اوحدی


13   375  

به نقطه ای نگاه میکنم
که انتهایی ندارد
و به همه چیز فکر میکنم
آخر زمان آنجایی است
که دلت برای روزهای بد هم
تنگ و تنگ تر میشود... #پویان_اوحدی


2   177  

‏با نگران بودن نمی‌تونید جلوی افتادن اتفاق‌ها رو بگیرید. اتفاق‌ها نسبت‌به نگرانی‌ها‌تون بی‌تفاوتن.
زندگی‌تون رو با نگرانی ، ابری نکنید .
#پویان_اوحدی
@pouyan.ohadi


31   1,871  


11   85  

عکس از @buraindo.photography
در بازدید از گالری هنری دَپ🖼
یکی از مانتوهای مورد علاقه من از دیزاین @shanton.design
به نظرم ترکیب رنگ قهوه ای ، اکر و مشکی همراه با ریسه های ملیله ای روی سرشونه خیلی ترکیب رسمی و شیکی بود ، طراحی هوشمندانه آستین ها در کنار این ترکیب رسمی طراحی رو جذاب تر و تو دل برو تر کرده☺️🙏🏻ممنون از @shanton.design . -------------------------
این را فهمیدم که تنها خاصیت تلاش ما
برای نجات آدم ها؛ از دست رفتن زمان است. آدم ها بعد از انجام هر اشتباهی
ممکن است در آینده ای نه چندان دور
باز هم در همان نقطه قرار بگیرند، در همان نقطه ی اشتباه،در این نقطه است که ماهیت اشتباه تغییر می کند و تبدیل می شود به یک انتخاب.
و حقیقت زندگی این است که ما نمی توانیم آدمی که" انتخاب " کرده است
را نجات بدهیم.
آدم ها انعکاس انتخاب های خودشانند.
متن از :
#پویان_اوحدی
#stylextra_ir #wizor_style #irstyle #persianstreetstyle #irstreetstyle #ir_style_magazine #irstreetfashion #persian #persiangirl #persianstreetstyle #persians #manto #استایل #style #مانتو #تولیدملی#styleblogger #ir_street_style #shaal #roosari #persianblogger #iranianblogger #iranianwomen #iraniangirl #irfashionista#persianfashion#hijab #hijabfashion


24   2,571